تبليغاتX
...
 

 

                           ...


رنجهای حضرت فاطمه ی زهرا


نیمه مرد!!

وقتی که حلاج را به چوبه دار میبردند خواهرش  گیسو پریشان به نزد او آمد.

همه مردان اعتراض به کار او کردند که :چرا در نزد اینهمه مرد حجاب هتک کردی؟؟

در جواب خواهر حلاج گفت:من در این جمع مردی به جز منصور  نمیبینم آن هم نیمه مرد است!!

"هر آنكو خالى از خود چون خلأ شد / اناالحق اندر او صوت و صدا شد"
"همچو كليم تا كه بطور دل آمديم / ‏«انى اناالله» از همه عالم شنيده‏ايم"
"ديديم جهان وادى ايمن شده هر چيز / نخلى و زهر نخل اناالله شنيديم"
"فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم / ‏همچو منصور خريدار سر دار شدم"

......................................................................

زهرایی باشید...

سه شنبه 1391/02/26 |

 
زهرا مددی...

زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت

توحید انعکاس نمایان تری نداشت

جز در مقام عالی زهرا فنا شدن

ملک وجود فلسفه دیگری نداشت

یا زهرا(س) مددی

.......................................................................

محب نوشت:

مادر جان آمدی فدایت شوم

 اما...
چه کنم که یاد پهلوی شکسته ات همیشه در ذهنمان باقیست...

آمدی خوش آمدی

اما...

چه کنم که قدر فاطمیه را ندانستم...

....................................................................

ملتمسیم به دعا و زهرایی باشید...

دوشنبه 1391/02/18 |

 
ام البنین...

 

دیگر مرا ام البنین نخوانید؛ تا جای پای خاطرات برهنه کودکی‏های پسرانم در ساحل خالی دریای توفانی خیالم، با اندوه مادرانه‏ ام، پُر نشود! کدام تندیس تاریخی، در میانه میدان شهر آرزوهای زیر تیغ رفته‏ ام، می‏تواند گوشه‏ای از پیکره دست نیافتنی عباس علیه‏ السلام را تجسمی دوباره بخشد؟ ...

ای مرثیه خوان ، ز چشمِ خونبار مگو

با من ز سَر و دستِ علمدار مگو

عباس ، فدای قَد و بالای حسین

با ام بنین از غم دلدار مگو

....................................................................

زهرایی باشید...

جمعه 1391/02/15 |

 
شهدای گمنام...

عاشقان میهمانان آمدند...

نگاه به عکس شهدا عبادت است...اما...

شهدای گمنام عکس ندارند...

ولی در دل ما همیشه جای دارند.

شهرستان نمین استان اردبیل با حضور 3 شهید گمنام فرزند روح‌الله با مشخصات «شهید گمنام 19 ساله، محل شهادت جزیره مجنون در عملیات خیبر»، «شهید گمنام 23 ساله، محل شهادت فاو در عملیات والفجر 8» و «شهید گمنام 24 ساله، محل شهادت جزیره مجنون در عملیات خیبر» معطر می‌شود.

...........................................................................

محب نوشت:

افتخار حضور داشتم که خادم شهدای گمنام شهرستان نمین واقع در استان اردبیل باشم.

روز ۴شنبه ۱۱ شهید در ۳ شهر اردبیل تشییع شدند که ۳ نفر آن عزیزان در شهرستان نمین دفن شدند.

حال ما باید چه کنیم که حقشان را ادا کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتی مادر و خواهر دو شهید را در روی سن دیدم که دلسوخته میگفتند فرزندانم خوش آمدید ۲۴ سال انتظارتان را میکشیدیم داشتم دق میکردم.

وای بر ما که چه کردیم با خون شهدا...

فقط میگویم که حد اقل هفته ای  یکبار به زیارتشان برویم تا بدانند که ما هنوز ادامه دهندگان راهشان هستیم.

...........................................................................

لطفا از mozilla firefox داخل وب بنده شوید.

التماس دعا

زهرایی باشید...

جمعه 1391/02/08 |

 
در می زنند فکر کنم...

 

در می زنند فکر کنم مادر آمده

از کوچه ها بنفشه ترین مادر آمده

 

 او رفته بود حق خودش را بیاورد

 دیگر زمان خونجگری ها سر آمده

 

وقتی رسید اول مسجد صدا زدند

 بیرون روید دختر پیغمبر آمده

 

 سوگند بر بلاغت پیغمبرانه اش

 با خطبه هاش از پس آنها بر آمده

 

 سوگند بر دلایل پشت دلایلش

 در پیش او مدینه به زانو در آمده

 

 مردم حریف تیغ کلامش نمی شوند

 انگار حیدر است که در خیبر آمده

 

 ***

وقتی که رفت از قدمش یاس می چکید

 یعنی چه دیده است که نیلوفر آمده ؟

 

 گنجینه های عرش الهی برای اوست

 هرچند گوشواره اش از جا در آمده

 

 در کنج خانه بستری آماده می کنم

 در می زنند فکر کنم مادر آمده

......................................

""علی اکبر لطیفیان""

.........................................................................

محب نوشت:

چقدر باید پیش بانو شرمگین باشیم که دیشب تو کوچمون عروسی بود...

یعنی ما شیعه زهراییم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وای بر ما...

 ........................................................................

زهرایی باشید...

دوشنبه 1391/01/28 |

 
یا زهرا(س)

به ام‏سلمه فرمود: برايم آبى آماده كن تا بدان غسل كنم، ام‏سلمه آب را آورد، غسل كرد و جامه پاكى پوشيد، دستور داد بسترش را در وسط اتاق بگستراند،به طرف راستش رو به قبله خوابيد و دست راستش را زير صورتش گذاشت.

حسن خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر با من سخن بگو پيش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسين جلو آمده و پاهاى حضرت را مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر من پسرت حسينم، پيش از آنكه قلبم منفجر شود و بميرم با من صحبت كن.
..............................................................................

آه از درد علی...

آه از غم حسن...

آه از تنهایی حسین...

وای مادرم...وای مادرم ...وای مادرم...

..............................................................................

التماس دعا و زهرایی باشید...

دوشنبه 1391/01/14 |

 
علی شیمیایی!!!

علی شیمیایی که بود ؟

علی حسن المجید در سال 1941 در تکریت زاده شده، اما خود او می‌گوید که متولد سال 1944 است.او پسر عموی صدام دیکتاتور معدوم بود، پله‌های ترقی نظامی را به سرعت طی کرد و در دوران رژیم بعثی به یکی از مهره‌های اصلی رژیم سرکوبگر صدام تبدیل شد.

سلاح های شیمیایی

وی در سال 1987 از سوی صدام دیکتاتور معدوم سابق به عنوان مسئول حزب بعث در منطقه کردستان عراق تعیین شد که دستور حمله نظامی به کُردها در فوریه تا آگوست 1988 را صادر کرده بود.

"علی شیمیایی" را بسیاری "سنگدل ‌ترین همراه صدام" می‌نامند که حاضر بود برای بقای رژیم دست به هر جنایتی بزند. بر اساس گزارش که نشریه آلمانی اشپیگل در 26 ژوئن 2007  منتشر کرده بود، در یک نوار صوتی که از "شیمیایی" به دست آمده، این جنایتکار درباره کُردها گفته است : من همه آنها را با سلاح شیمیایی نابود خواهم کرد.

سرکوب خونین قیام شیعیان عراق در پی حمله ارتش بعثی به کویت در سال 1991 و شرکت در کشتار و آواره کردن شیعیان در سال 1999، دست داشتن وی در قتل آیت ‌الله محمد صادق الصدر و دو پسرش توسط سازمان امنیت عراق در فوریه1999  و کشتار صدها نفر از شیعیان معترض به این جنایت و جنایت وحشیانه کشتار هزاران کرد در حلبچه، شیمیایی را به سنگدل ترین و جنایتکارترین همدست صدام معدوم تبدیل کرده بود.

او نخستین بار در ژوئن 2007 به عنوان مسئول حمله شیمیایی به روستای کردنشین حلبچه که که به کشته شدن پنج هزار نفر انجامید، به اعدام محکوم شد. سپس دو بار دیگر به اتهام سرکوب قیام شیعیان پس از حملهٔ عراق به کویت در سال 1991، و نیز به اتهام شرکت در کشتار و آواره کردن شیعیان در سال 1999، به اعدام محکوم شد. و نهایتا در پنجم بهمن ماه 1388(25 ژانویه 2010) اعدام شد.

و این هم گوشه ای از جنایات علی شیمیایی که ما به دلیل عمق فاجعه و رعایت حال عموم ،  گوشه ای از آن ها را بیان می کنیم .

شیمیایی
شیمیایی

 

 

 

 

 

 

 

 

بمباران شیمیایی حلبچه
بمباران شیمیایی حلبچه

 

 

 

 

 

 

 

 

حمله شیمیایی
شیمیایی

 

 

 

 

 

 

 

 

شیمیایی
بمباران شیمیایی سردشت

 

 

 

 

 

 

 

 

یک جانباز شیمیایی در کنار همسرش
جانباز
 
 
 
 
 
 
 
 
 
.................................................................................
ومحب نوشت:
 
....
سال ها می گذرد و ما باز هم می شنویم : شهید شد ... شیمیایی بود ... ، یادگار حلبچه ، سردشت و جنگ بود .....
..................................................................................
زهرایی باشید...

شنبه 1391/01/05 |

 
هیچ نوشت:عید غم!!!

ساعت و لحظه تحویل سال ۱۳۹۱

چبسکه همپایش غم و ادبار می آید فرود
بر سر من عید چون آوار می آید فرود.

می دهم خود را نوید سال بهتر، سالهاست،
گر چه هر سالم بتر از پار می آید فرود.

در دل من خانه گیرد، هر چه عالم را غم است
می رسد وقتی به منزل، بار می آید فرود.

رنگ راحت کو به عمر، – این تیر پرتاب اجل-؟
می گریزد سایه، چون دیوار می آید فرود.

شانه زلفش را به روی افشاند و بست از بیم چشم
شب چو آید، پردۀ خمّار می آید فرود.

بهر یک شربت شهادت، داد یک عمرم عذاب
گاه تیغ مرگ هم دشوار می آید فرود.

وارثم من تخت عیسی را، شهید ثالثم
وقت شد، منصور اگر از دار می آید فرود.

بر سر من عید چون آوار می آید، اُمید!
بسکه همپایش غم و ادبار می آید فرود.

م.امید

...........................................................................

پیشاپیش عید باستانی نوروز بر تمامی دوستان مبارک

محب نوشت:

اگر زیارت کربلای ایران رفتید دعایم کنید.

زهرایی باشید...

چهارشنبه 1390/12/24 |

 
چشم دل

            چشم دل باز کن که جان بینی        آنچه نادیدنی است آن بینی


وقتی که منصور حلاج را به امر معتصم خلیفه ی وقت هزار تازیانه زدند در وی تأثیری نکرد٬ او را روانه چوبه دار ساختند.

در راه درویشی از وی پرسید که عشق چیست؟

گفت: امروز بینی و فردا بینی و پس فردا بینی. یعنی امروز بکشند و دوم جسم سوزانند و سوم خاکستر جسم بر باد دهند.

غلامش وصیتی خواست.

فرمود: نفس را به چیزی مشغول دار وگرنه او تو را مشغول گرداند.

پسرش گفت: ای پدر مرا وصیتی کن.

فرمود: چون جهانیان در اعمال کوشند تو در چیزی کوش که آن علم حقیقت است.

در راه که می رفت می خرامید با بندهای گران و نعره زنان می گفت:

حق حق حق

تا به زیر دارش بردند بوسه بر دار زد و گفت:

معراج مردان عشقست

............................................................................

زهرایی باشید...

یکشنبه 1390/12/14 |

 
شكر...

سلام بر همه دوستاي وبلاگيم...

اميدوارم كه حال همه شما خوب باشه

من ديروز از سفر و ديار عشق برگشتم.

به والله همه شما رو ياد كردم و اميد وارم كه دعاهام در حق شما مستجاب بشه چون من لياقت دعا كردن هم نداشتم و ندارم.

جاي همه شهدا و امام شهدا خالي خيلي با صفا بود...

اين پست رو بخاطر شكر گذاري از خداي متعال و ارباب مهربونمون ميذارم تا به جهانيان اعلام كنيم كه

"ارباب ما حسينه"

ايشالا كه قسمت همه كسايي كه آرزوي ديدنشو دارن بشه و دوباره من.

............................................................

واي بر من كه نتوانستم حقشان را ادا كنم واي

خدايا به حق حسين بي كفنت،

به حق عباس بي دست بي علمت،

به حق جگر پاره پاره شده جوادت،

به حق حرمين تخريب شده عسكريين،

به حق امامان كاظمين،

و به حق مادرشان فاطمه زهرا(س)به ما كمي معرفت عطا كن كه كاملا آنها را بشناسيم تا شايد قدري بتوانيم حقشان را ادا كنيم و با معرفت به زيارتشان برويم.

"آمين"

اللهم عجل لوليك الفرج

................................................................

محتاج دعاهايتان

زهرايي باشيد...

 

چهارشنبه 1390/12/10 |

 


دوبیتی های نیلی
رباعی های کبود
و اینکه به همه بگویم
شهادت مادرم زهرا افسانه نیست
عالم به هوای مهر او پویا شد
از شوق نگاه او زمین دریا شد
اسرار عجیب خلقت است اینکه چرا
از این همه زن فقط یکی زهرااااا شد.



نیمه مرد!!
زهرا مددی...
ام البنین...
شهدای گمنام...
در می زنند فکر کنم...
یا زهرا(س)
علی شیمیایی!!!
هیچ نوشت:عید غم!!!
چشم دل
شكر...

 

 

>

 

حس غريب
بوي سيب
صبراااااا
وفاداري
دختران بابا عطا
مينا
ماه منير
آتش نشانها فرشتگان نجات
دختركي از ديار شهادت
سید عارفان
متولد ماه دی
...لبخند چشم تو
احسان
معظمي
ارغوان
اندیشه
علی
سرباز عشق
طاهر
هما
دختر آفتاب
مگی 110
من
وب گاه فرهنگی مذهبی امیرالمومنین
قطره
اندیشه صادق
محب
یک قدم تا ظهور
منتظر ظهور
دختر شهید
ناقه حکایتی نا تمام
سجاد
کوله بار سفر
پیام
فطرس
آسمونی313
یاس کبود
مینویسم تا فراموش نکنم
محمد
يه عاشق (منتظر ظهور)
تنهاترين سرباز
عشق و محبت
سرلوحه
مترصد
سادات
نويد
تواشيح طوبي
منتظر
حقیق
سرزمين عاشقان
از دریا
کاروان عشق
هادی بهتاش
niazy
صاحبدل
معظم
خادم الشهدا
امیر
جایی برای اهل خدا
حامد
نجوای دل
نیمه گمشده
سید یاسین
مکانی برای درد دل با امام زمان (عج)
عاشق دوازدهمین نفر
سارا
صراط حمید
علی لیاقی
زیتون 3000
سالك
فرزند خاک
گمنامان عالم
سعا
روزگاران
هاتف313
فریماه
ولایت فقیه
گلوی سرخ
دریادل
طوبی
مروارید جنوب
فانوس شب
انصار الزهرا (س)
حبل المتين
بانوی بی حرم
خاکریز
ليندا
انسان خدا و دیگر.......هیچ
s-azimi
تنفس
فاطمیون رهروان خط ولایت
سردار خيبر
حقوق زن در اسلام
خانه یار
صدف
بی نظیر
jangali
تپش قلب
گم نام...
جدیدترین خبرهای آخرالزمان
بصیرت
خدایا قبر مخفی مادرم زهرا کجاست ؟؟؟
ساحل(گویا سواری میرسد)
می نویسم از شهیدان
کویر انتظار
(بسيج دانشجويي)
هستی
الماس سیاه

 

 

 

 

محب علی
محب علی
عاشق زهرا

 

RSS 2.0


face="Tahoma" color="#99CCFF">كد نوحه

كد مداحی

قالب های نایت اسکین

آمار سایت



امکانات وب


http://khaneyeyar.blogfa.com/